" من کی بات"

سخنرانی ماهانه صدراعظم " نریندرا مودی" خطاب به ملت هند!

هموطنان عزیزم، نمسکار. امروز جشنواره "ویجی دشامی" است، یعنی " دوشِیره". به همین مناسبت فرخنده، درودهای صمیمانه بر همه شما میفرستم. جشنواره " دوشیره" یکی از پیروزی های حقیقت بر دروغ است. اما همزمان، این جشنواره ی پیروزی صبر بر بحران ها نیز میباشد. امروز همه شما با صبر و حوصله فراوان ادامه داده و این جشنواره را با خویشتنداری جشن می گیرید ... و از این رو، در مبارزه مداوم ما، پیروزی ما نیز تضمین میشود. پیش از این، مردم عادت داشتند "دورگا پاندال ها" را برای " دَرشن مادر"(درشن ماآ) جمع کنند. فضا تقریباً یک فضای یک کارناوال خواهد داشت ... اما این بار، این امکان وجود ندارد. پیش از این، نمایشگاه های بزرگ به مناسبت "دوشیره" برگزار می شد ... اما در حال حاضر، آنها شکل دیگری به خود گرفته اند. جشنواره " رام لیلا" نیز یکی از مهمترین جاذبه های آن بود ... اما اکنون، آن نیز تا حدودی محدود شده است. پیش از این در طول "نَورَترا"، مسئله " گربا" در گجرات در سراسر کشور طنین انداز می شد. ولی این بار، همه رویدادهای بزرگ محدود شده اند. در روزهای آینده، جشنواره های بیشتری در راه است. عید، شراد پورنیما، ولمیکی جیانتی، پس از آن "دنتراس"، دیوالی"، بهایی دوج، عبادت "چتی مایا" و سالگرد تولد " گورو نانک دیو جی". در طول دوره بحران کرونا، ما باید ورزش کنیم، صبر و خویشتنداری از خود نشان دهیم.

دوستان، وقتی درمورد جشنواره ها صحبت می کنیم و مقدمات آنها را آماده می سازیم، اولین فکری که ما را به خود جلب می کند این است که چه موقع باید به بازار برویم، چه چیزی باید خریداری شود. بخصوص کودکان از موضوع بسیار مشتاق هستند و فکر می کنند این بار در فصل جشنواره ها چه تحفه ای خواهند گرفت. شور و شوق جشنواره ها و درخشش در بازار بهم پیوسته است. اما این بار وقتی به خرید می روید، تصمیم ما را درباره "صدای محلی" (Vocal for Local) بخاطر بسپارید. هنگام خرید اجناس از بازار، ما باید محصولات محلی را در اولویت خرید خود قرار دهیم.

دوستان، در میان جذابیت جشن ها، ما باید در مورد قرنطین، همه موارد را در نظر بگیرم. در حین قرنطین، ما از نزدیک در مورد آن دسته از افراد جامعه که بدون وجود آنها زندگی ما با مشکل مواجه میشود، شناخت حاصل کردیم. کارمندان بخش صحت، خواهران و برادرانی که در عرصه رفع مشکلات شخصی ما کار می کنند، فروشندگان محلی سبزیجات، شیر فروشان، نگهبانان و نیروهای امنیتی ... ما اکنون اهمیت نقش آنها را در زندگی خود به روش بهتری احساس کرده ایم. در هنگام بحران، آنها با شما و در کنار شما بودند. آنها کنار همه ما ایستادند، اکنون در طول جشنها، در میان شادی ها، باید آنها را همراهی کنیم. من از شما جدی می خواهم که به هر طریقی که شده، اطمینان حاصل کنید که آنها را در بخشی از جشن های خود قرار میدهید. با آنها به عنوان اعضای خانواده خود رفتار کنید ... .. خودتان خواهید دید که چگونه شادی شما روزافزون خواهد شد.

دوستان، ما همچنین باید به سربازان دلیر خود فکر کنیم که حتی در زمان جشنها، در مرزهای ما برای انجام وظیفه، مستقر هستند ... همه آنها در خدمت و امنیت مادر هند هستند. ما باید جشنواره های خود را با در نظر گرفتن آنها جشن بگیریم. ما باید به احترام این پسران و دختران شجاع مادر هند، چراغی در خانه روشن کنیم. من همچنین می خواهم به سربازان شجاع خود اطمینان دهم که با وجود دور بودن از مرزها، کل کشور با آنها است و آرزوی سلامتی برای آنها دارند. من همچنین از فداکاری آن خانواده هایی که امروز پسران و دخترانشان در مرز هستند، استقبال می کنم. من از تک تک افرادی که به دلیل انجام وظیفه در قبال کشور، دور از خانه و خانواده هستند، سپاسگزارم.

هموطنان عزیزم، امروز که ما درمورد مسئله "صدای محلی" صحبت می کنیم، همه دنیا نیز طرفدار تولیدات محلی ما هستند. بسیاری از تولیدات محلی ما توانایی جهانی شدن را دارند. یکی از این نمونه ها "کهدی" (Khadi) است. "کهدی" برای مدت طولانی نماد سادگی باقی مانده بود اما اکنون "کهدی" ما به عنوان یک تکه "دوستدار محیط زیست" شناخته می شود. از نظر سلامتی، این تکه متناسب برای بدن است، تکه ای برای هر نوع شرایط آب و هوایی و اکنون نیز به یک مُد تبدیل شده است.

نه تنها محبوبیت "کهدی" در حال افزایش است که در بسیاری از نقاط جهان نیز تولید می شود. مکانی در مکزیک وجود دارد به نام " واهآکا"، در این منطقه روستاهای زیادی وجود دارند که روستاییان محلی "کهدی" می بافند. امروزه "کهدی های" این مکان با نام "واهآکا کهدی" محبوبیت پیدا کرده است. اینکه چگونه "کهدی" به واهآکا رسیده جالب است. در واقع یک جوان اهل "اوهآکا" بنام "مارک براون" یک بار فیلمی را درمورد "مهاتما گاندی" تماشا کرد. "براون" از تماشای این فیلم، از "باپو" آنقدر الهام گرفت که به دیدار "اشرم باپو" به هند رفت، او را درک کرد و به طور عمیق درباره او آگاهی یافت. پس از آن بود که "براون" فهمید که "کهدی" فقط یک پارچه نیست. این یک روش کامل زندگی است. "براون" از درهم آمیختن "کهدی" با اقتصاد روستایی و خودکفایی به شدت تحت تأثیر قرار گرفت. در اینجا بود که "براون" تصمیم گرفت در بازگشت به مکزیک روی "کهدی" کار کند. وی روستاییان "اوهآکا" در مکزیک را با "کهدی" آشنا کرد و آنها را آموزش داد. و اکنون برند "اوهآکا کهدی" به یک مارک تجاری تبدیل شده است. وبسایت این پروژه دارای کتیبه "نماد درما در حرکت است" میباشد. همچنین می توانید مصاحبه بسیار جالب با "مارک براون" را در این وبسایت پیدا کنید. وی روایت می کند که در ابتدا مردم نسبت به "کهدی" با احتیاط برخورد می کردند اما در نهایت آنها علاقه مند شدند و یک بازار برای آن آماده شد. وی اظهار داشت که این موارد مربوط به "رام راجیا" میباشد، هنگامی که شما نیازهای مردم را برآورده می کنید، مردم شروع به برقراری ارتباط با شما می کنند.

دوستان، این بار در فروشگاه کهدی " گاندی جیانتی" در ناحیه " کنّات پلس" در دهلی، شاهد خرید بیش از یک کرور روپیه فقط در یک روز بوده ایم. به همین ترتیب، ماسک های کهدی نیز در طول دوره کرونا بسیار محبوب شده اند. گروه های خودیاری و دیگر موسسات در بسیاری از نقاط کشور ماسک کهدی درست می کنند. یک خانم بنام " سومن دیوی جی" در منطقه " بارابنکی" در ایالت " اوتارپرادیش" زندگی میکند. "سومن جی" به همراه دوستانش در یک گروه خودیاری شروع به ساختن ماسک های کهدی کرده اند.

کم کم تعداد بیشتری از زنان به او پیوستند و اکنون با هم هزاران ماسک کهدی تولید می کنند. محصولات محلی ما این زیبایی را دارند که غالباً فلسفه کاملی در آنها نهفته است.

هموطنان عزیزم، وقتی به تولیدات خود افتخار می کنیم، کنجکاوی جهان در مورد آنها نیز افزایش می یابد - درست مثل معنویت ما، یوگا و داروهای گیاهی، کل جهان را به خود جلب کرده است. بسیاری از ورزش های بومی ما نیز توجه جهانیان را به خود جلب می کنند. امروزه "ملاکمب" ما نیز در بسیاری از کشورها محبوبیت یافته است. هنگامی که "چینمای پتانکار" و "پراگیا پتانکار" تصمیم گرفتند که "ملاکمب" را در خانه خود در آمریکا بیاموزند، آیا آنها نمی دانستند که موفقیت آن چقدر است؟ مراکز آموزشی "ملاکمب" در بسیاری از نقاط آمریکا فعالیت می کنند. تعداد زیادی از جوانان آمریکایی در حال پیوستن و یادگیری "ملاکمب"هستند. مانند آلمان، پولند و مالزی، "ملاکمب" در حدود 20 کشور دیگر نیز محبوب شده است. اکنون، مسابقات قهرمانی جهانی نیز آغاز شده است که شرکت کنندگان بسیاری از کشورها در آن شرکت می کنند. هند باستان ورزش های زیادی از این دست دارد که رشد فوق العاده ای در درون خود آدم به وجود می آورد - آنها ابعاد جدیدی به تعادل ذهن و بدن ما می بخشند. با این حال، احتمالاً دوستان جوان نسل جدید ما با "ملاکمب" آشنایی چندانی ندارند. در مورد آن بیشتر در اینترنت جستجو کنید و خودتان ببینید.

دوستان، کشور ما دارای اشکال مختلفی از هنرهای رزمی است. من دوست دارم دوستان جوان ما درباره آنها بیشتر بدانند و آنها را در طول زمان با نوآوری های مشابهی ارتقا ببخشند. وقتی هیچ چالش اساسی در زندگی فرد وجود ندارد، ابعاد استعداد فرد نیز ظاهر نمی شود - از این رو همیشه به چالش کشیدن ادامه دهید.

هموطنان عزیزم، گفته می شود که یادگیری در حال رشد است. امروز در " من کی بات" من شما را با شخصی آشنا می کنم که دارای علاقه ای بدیع میباشد. این اشتیاق برای شادی در خواندن و نوشتن با دیگران است. او "پون ماریاپن" اهل منطقه "توتوکودی" در ایالت "تامیل نادو" است. "توتوکودی" به شهر مروارید نیز معروف است. زمانی مرکز مهم امپراتوری "پندیان" بود. دوست من " پُن ماریاپن" از این شهر با حرفه سلمانی دارد و یک سالن سلمانی را اداره می کند. یک سالن بسیار کوچک. او یک کار مثال زدنی و الهام بخش را انجام داده است. او قسمت کوچکی از سالن خود را به کتابخانه تبدیل کرده است. اگر مشتری، در حالی که منتظر نوبت خود است، کتابی را از کتابخانه بخواند و روی آن بنویسد، "پُن ماریاپن"، به او تخفیف می دهد ... .. جالب نیست؟

بیایید به " توتوکودی" برویم ... اجازه دهید با "پُن ماریاپن" صحبت کنیم

صدراعظم مودی: "پُن ماریاپن" وناکام، حال شما چطور است؟

پون: محترم صداعظم، وناكام

صدراعظم: چگونه ایده این کتابخانه را پیدا کردید؟

پون ماریاپن: من تا صنف هشتم درس خوانده ام، به دلیل شرایط خانوادگی نمی توانستم تحصیلات خود را فراتر از آن ادامه دهم. وقتی افراد تحصیل کرده را می بینم، احساس می کنم چیزی در من کم است. بنابراین، فکر کردم چرا کتابخانه ای تأسیس نکنم که به درد بسیاری از افراد بخورد، این مسئله به من الهام بخشید.

صدراعظم: کدام کتاب را خیلی دوست دارید؟

پون ماریاپن: کتابی بنام "تهیروکورال" برای من بسیار عزیز است.

صدراعظم: من از صحبت با شما بسیار خوشحال شدم. بهترین آرزوها برای شما تمنا میکنم.

پون ماریاپن: من هم از صحبت با شما صدراعظم محترم احساس خوشبختی می کنم.

نخست وزیر: موفق باشید

پون ماریاپن: از صدراعظم محترم متشکرم.

صدراعظم: متشکرم

ما فقط با پون ماریاپن جی صحبت کردیم. ببینید او با چه تَرفندی موهای مردم را اصلاح میکند، به آنها فرصتی می دهد تا زندگی خود را نیز اصلاح کنند. احساس خوبی در مورد محبوبیت " تریکورال" داشت. همه شما نیز در مورد محبوبیت " تریکورال" شنیده اید. امروزه، " تریکورال" در تمام زبان های هند موجود است. اگر فرصتی فراهم شود، هر شخصی باید آن را بخواند. به نوعی راهنمای زندگی است.

دوستان، اما شما خوشحال خواهید شد که بدانید در سراسر هند، چندین نفر وجود دارند که با انتشار دانش، شادی بی نظیری به آنها دست میدهد. اینها افرادی هستند که همیشه مشتاق اند که از همه برای مطالعه الهام بگیرند. در واقع یک معلم اهل "سینگراولی" در ایالت "مادیا پرادیش"، "اوشا دوبی جی"، یک موترسایکل اسکوتی را به کتابخانه سیّار تبدیل کرده است. او هر روز با کتابخانه سیار خود از روستایی به روستایی دیگر می رود و در آنجا به کودکان آموزش می دهد. بچه ها با عشق او را "کیتابو والی دیدی"، خواهر بزرگ با کتاب، می نامند. امسال در ماه آگست، در قریه "رایو" در منطقه "نیرجولی" از ایالت " اَرونچل پرادیش"، یک کتابخانه خودیاری ایجاد شده است. در حقیقت، وقتی " مینا گورونگ" و "دیوَنگ هوسیی" در این قریه فهمیدند که هیچ کتابخانه ای در این منطقه وجود ندارد، آنها برای تأمین بودجه آن کمک کردند. شما متعجب خواهید شد اگر بدانید که هیچ عضو ثبت نام شده ای در این کتابخانه وجود ندارد. هرکسی می تواند به مدت دو هفته کتاب قرض کند. فرد باید آنها را پس از خواندن برگرداند. این کتابخانه تمام هفت روز و 24 ساعت باز است. والدین کاملاً خوشحال هستند که فرزندانشان مشغول خواندن کتاب میباشند ... خصوصاً وقتی مدارس نیز کلاس های آنلاین را آغاز کرده اند. در "چندیگر"، "سندیپ كومار" كه یك سازمان غیردولتی را اداره می كند، یك كتابخانه سیار در یك " مینی وَن" درست كرده است كه از طریق آن به كودكان کم بضاعت كتاب می دهد تا بدون هزینه كتاب بخوانند. در کنار این، من دو سازمان را در "بهاو نگر" در گجرات می شناسم که کارهای شگفت انگیزی انجام داده اند. یکی از آنها " اتحادیه ویکاس ورتول" میباشد. این موسسه برای دانش آموزانی که خود را برای امتحانات رقابتی آماده می کنند بسیار مفید است. این اتحادیه از سال 1975 آغاز به کار کرده و 140 مجله، همراه با 5000 عنوان کتاب را ارائه می دهد. " پوستاک پارب" نیز سازمانی مشابه است. یک پروژه ابتکاری که کتابهای ادبی را به همراه سایر کتاب ها، بدون هیچ هزینه ای ارائه می دهد. در این کتابخانه، کتاب های مربوط به معنویت، درمان سنتی و بسیاری از موضوعات دیگر نیز گنجانده شده است. اگر از ابتکارات دیگر این چنینی مطلع هستید، من از شما می خواهم که بطور جدی این موارد را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید. این نمونه ها فقط به خواندن کتاب یا افتتاح کتابخانه محدود نمی شوند، بلکه نمادی از روحیه هند جدید هستند. جایی که در هر زمینه، افراد از هر قشر برای پیشرفت جامعه راه های ابتکاری را در پیش می گیرند. این موضوع در کتاب " گیتا" ذکر شده است:

" هیچ چیز به اندازه دانش در این دنیا مقدس نیست. کسانی که دانش را گسترش داده و چنین ابتکارات شریفی را انجام می دهند، من قلب همه این افراد بزرگ را ستایش می کنم."

هموطنان عزیزم، چند روز دیگر ما سالگرد تولد سردار برادر" والاب پاتل" در 31 اکتبر را به عنوان "روز وحدت ملی" جشن می گیریم. در اوایل نیز، ما به طور مفصل در مورد سردار پاتل در " من کی بات" صحبت کرده ایم. ما در مورد ابعاد مختلف شخصیت والای او صحبت کرده ایم. شما به چند نفر برخورد خواهید کرد که شخصیت آنها دارای عناصر بسیاری است - عمق اندیشه ها، شجاعت اخلاقی، نبوغ سیاسی، دانش عمیق در زمینه زراعت و روحیه تعهد به وحدت ملی. آیا موردی را می دانید که حس شوخ طبعی سردار پاتل را به نمایش بگذارد؟ فقط تصویر مرد آهنین را که همزمان با شاهان و سلطنت ها در تعامل بود، جنبش های توده ای باپو محترم را مدیریت می کرد و همچنین علیه انگلیس می جنگید، تجسم می کنید ... و در همه اینها، شوخ طبعی او نیز کاملاً وجود داشت. باپو گفته بود كه شوخ طبعی سردار پاتل او را چنان می خنداند كه از خنده دل درد میگرفت. این اتفاق نه تنها یک بار بلکه چندین بار در طول روز رخ میداد. در این مورد نیز یک درس برای ما وجود دارد ... حس شوخ طبعی خود را زنده نگه دارید صرف نظر از شرایط دشوار، نه تنها این امر باعث آرامش ما خواهد شد، بلکه ما را قادر خواهد ساخت تا راه حل هایی برای مشکلات خود پیدا کنیم. این دقیقاً همان کاری است که سردار صاحب انجام میداد.

هموطنان عزیزم، سردار پاتل تمام زندگی خود را وقف وحدت کشور کرد. او مردم هند را با نهضت آزادی ادغام کرد. او تلاش کرد تا مسائل دهقانان را با استقلال مرتبط بسازد. او برای ادغام ایالات شاهزاده نشین با ملت ما، تلاش کرد. او ذهن هر هندی را تحت عنوان "وحدت، در تنوع است" را فرا می خواند.

دوستان، امروز از طریق گفتار، تحمل و عملکرد خود، هر لحظه باید همه مسائل مربوط به ارزشهایی را که ما را متحد می کند، پیش ببریم ... بنابراین احساس راحتی و تعلق خاطر در ذهن شهروند ساکن یک قسمت وجود خواهد داشت. اجداد ما قرن هاست که این تلاش ها را بی وقفه انجام داده اند. اکنون، به عنوان مثال، جناب " آدی شنکراچاریا" در " کِرلا" متولد شد و چهار مسابقه مهم را در چهار جهت هند ایجاد کرد: " بدریکا شرام" در شمال، "پوری" در شرق، "سرینگری" در جنوب و "دوارکا" در غرب. او همچنین به "سرینگر" نیز سفر کرد و به همین خاطر یک تپه بنام " شنکراچاریا" در آنجا وجود دارد.

مسئله زیارت به خودی خود، هند را در یک رشته مشترک، گره می زند. زنجیره " جیوتی لینگاس" (Jyotirlingas) و "شکتی پیتاس" (Shaktipeethas)، هند را با رشته ای مشترک به هم متصل می کند. مراکز عبادی و ایمانی ما که از "تریپوره" تا "گجرات" و از "جامو و کشمیر" تا "تامیل نادو" تأسیس شده اند، ما را به عنوان یک ملت، متحد می کنند. جنبش "باکتی" به یک جنبش توده ای در سراسر هند تبدیل شد و ما را از طریق فداکاری باکتی متحد کرد. این عناصر با قدرتِ وحدت در زندگی روزمره ما جذب شده اند. رودخانه های مختلف کشورمان قبل از هر آیین فراخوانی میکنند، از "سند" واقع در شمال دور تا "کاوری"، حلقه نجات در جنوب هند. غالباً مردم کشور ما هنگام غسل کردن با اعتقادی مقدس، شعار وحدت، سر میدهند.

به همین ترتیب، اماکن مقدس سیک ها شامل "نندید صاحب" و "پتنا صاحب" گوردواره هستند. گروهای سیک ما نیز با زندگی و کارهای نجیب خود روح وحدت را غنی کرده اند.

در قرن گذشته، در کشور ما مفاخر بزرگی مانند داکتر "بابا صاحب امبدکار" داشتیم که از طریق قانون اساسی، اتحاد بین همه ما را ایجاد کرده است.

دوستان،

وحدت قدرت است، وحدت قدرت است،

وحدت پیشرفت است، وحدت توانمند سازی است،

با اتحاد ما ارتفاعات جدید را مقیاس بندی خواهیم کرد

هرچند، نیروهایی نیز وجود داشته اند که به طور مداوم سعی می کنند بذر سوء ظن را در ذهن ما بکارند و تلاش می کنند کشور را تقسیم کنند، کشور نیز هر بار، پاسخی مناسب به این سوءنیت ها داده است. ما باید دائماً از طریق خلاقیت و عشق خود سعی در ارائه رنگهای زیبا از " یک کشور – یک ملت" (Ek Bharat-Shrestha Bharat) حتی در کوچکترین وظایف خود داشته باشیم! رنگ های جدید وحدت باید پررنگ شوند و همه شهروندان باید آنها را پررنگ کنند. در این زمینه، من از همه شما می خواهم که به یک وبسایت بنام ekbharat.gov.in مراجعه کنید. این وبسایت تلاش های بسیاری را که برای پیشبرد کارزار وحدت ملی انجام شده است، نشان می دهد. همچنین یک صفحه ی جالب نیز دارد – صفحه ای برای امروز. در این بخش، ما می توانیم یاد بگیریم که چگونه هر روز یک جمله را به زبان های مختلف صحبت کنیم. شما همچنین می توانید در این وبسایت مشارکت داشته باشید. به عنوان مثال، هر ایالت، فرهنگ و غذاهای مختلفی دارد. این غذاها با مواد محلی مخصوص شامل غلات و ادویه جات درست می شوند. آیا می توانیم دستور العمل این غذاهای محلی را به همراه نام مواد محلی در وبسایت ‘Ek Bharat Shrestha Bharat’ به اشتراک بگذاریم؟

چه راهی بهتر از این میتواند برای تبلیغ وحدت و مصونیت وجود داشته باشد! دوستان، در سی و یکم این ماه، من این فرصت را خواهم داشت که در بسیاری از رویدادهایی که در اطراف مجسمه تاریخی وحدت در "کوادیا" و اطراف آن برگزار می شود شرکت کنم ... با این موارد ارتباط برقرار کنید.

هموطنان عزیزم، در 31 اکتبر ما همچنین فستیوال " والمیکی جیانتی" (Valmiki Jayanti) را جشن خواهیم گرفت. من به " مهاریشی والمیکی" ادای احترام می کنم و صمیمانه سلام خود را به این مناسبت به هموطنانم عرض می کنم. آرمان های والای " مهاریشی والمیکی" همچنان به میلیون ها نفر الهام میبخشد و به آنها قدرت می دهد. او چراغ امید بزرگ میلیون ها فقیر است و بَذر امید و اعتماد را در آنها می افشاند. او می گوید اگر کسی قدرت اراده داشته باشد، می تواند با سهولت به هر چیزی دست یابد. این قدرت اراده است که قدرت بسیاری از جوانان را برای انجام کارهای خارق العاده فراهم می کند.

ماهاریشی والمیکی بر تفکر مثبت تأکید میکند - برای او روحیه خدمت و کرامت انسانی از اهمیت بالایی برخوردار است. رفتار، افکار و آرمان های ماهاریشی والمیکی الهام بخش و راهنمای تصمیم گیری ما برای هند جدید است. ما همیشه سپاسگزار ماهاریشی والمیکی خواهیم بود که حماسه ای مانند رامایانا را برای هدایت نسل های آینده سروده است.

در 31 اکتبر، نخست وزیر پیشین هند، خانم "اندرا گاندی" را از دست دادیم. من با کمال احترام از او ستایش می کنم.

هموطنان عزیزم، امروز "پُلواما" (Pulwama) در کشمیر نقش مهمی در آموزش کل کشور ایفا میکند. امروز، هنگامی که کودکان در سراسر کشور تکالیف خود را انجام می دهند، یا یادداشت ها را آماده می کنند، در جایی در پشت این کار، سخت کوشی مردم "پلواما" نهفته است! دره کشمیر تقریباً 90٪ تقاضای مواد ساخت قلم های پِنسِل و تخته های چوبی صنف در کل کشور را برآورده می کند و از این تعداد سهم بسیار زیادی از "پلواما" میباشد. روزگاری، ما چوب ساخت قلم پنسل را از خارج وارد می کردیم، اما اکنون پلواما کشور را در زمینه ساخت قلم پنسل به خودکفایی رسانده است. در واقع، همین چوبهای ساخت قلم پنسل از پلواما در حال کاهش فاصله بین ایالت ها هستند! چوب چنار این دره از رطوبت و لطافت بالایی برخوردار است که مناسب ترین محصول برای ساخت قلم پنسل میباشد. در پلواما، "اوکهو" به قریه "پنسل" معروف است. در اینجا، چندین واحد تولیدی ساخت چوب قلم پنسل وجود دارد که زمینه اشتغال را نیز فراهم می کنند و در این واحدها، تعداد زیادی از زنان مشغول به کار هستند.

دوستان، پلواما این شناخت را زمانی کسب کرد که افراد این مکان تصمیم به انجام کار جدیدی گرفتند، ریسک کردند و خود را وقف آن کردند. یکی از این افراد مبتکر، "منظور احمد علائی" است. پیش از این، برادر "منظور" یک کارگر ساده بود که در زمینه چوب تراشی فعالیت می کرد. آقای منظور می خواست کاری جدید انجام دهد تا نسل های آینده ی او مجبور به زندگی در فقر نباشند. او زمین اجدادی خود را فروخت و واحدی را برای ساخت جعبه های چوبی سیب تأسیس کرد. او هنگامی که دانست که از چوب صنوبر، چوب چنار در تولید قلم پنسل استفاده می شود، به تجارت کوچک خود مشغول بود. برادر "منظور" پس از کسب معلومات، از روحیه کارآفرینی خود استفاده کرده و عرضه جعبه های چوبی صنوبر را به برخی از واحدهای معروف تولید قلم پنسل تبدیل کرد. برای آقای "منظور جی" این امر بسیار سودآور بود و درآمد او همزمان رشد چشمگیری داشت. با گذشت زمان، او ماشین آلات تولید قاب قلم پنسل را خریداری کرد و عرضه قلم های پنسل را به بزرگترین کمپنی های کشور آغاز کرد. امروز، گردش مالی برادر "منظور" از این تجارت به چند معیار تبدیل شده و منبع تأمین معاش دویست نفر میباشد. در حال حاضر، از طریق "من کی بات"، من به نمایندگی از همه هموطنان، برادر "منظور" و خواهران و برادران کارآفرین پلواما را به همراه خانواده هایشان تحسین می کنم - همه شما در آموزش ذهن جوانان کشورمان سهم بسیار ارزنده ای دارید.

هموطنان عزیزم، در حین شرایط قرنطین بسیاری از موارد ارائه خدماتِ مبتنی بر فناوری در کشور، مورد بررسی قرار گرفتند و این نیست که فقط شرکت های بزرگ فناوری و لجستیک توانایی چنین کاری را دارند. گروهی از خودیاری زنان در "جارکند" این موفقیت را به دست آورده اند. این زنان برای تحویل مستقیم سبزیجات و میوه جات به خانواده ها از مزارع دهقانان، کار می کردند. این زنان یک برنامه بنام "اجیویکا فارم فرش" (Ajivika Farm Fresh) را طراحی کردند که از طریق آن مردم می توانستند مستقیماً سبزیجات را در خانه هایشان تحویل بگیرند. از طریق این ابتکار، دهقانان از قیمت مناسب محصولات خود اطمینان حاصل کرده و سبزیجات تازه نیز در دسترس خریداران قرار گرفت. این ایده از برنامه "اجیویکا فارم فرش" (Ajivika farm fresh)، در آنجا محبوبیت زیادی پیدا کرده است - میوه ها و سبزیجات به ارزش بیش از 50 لک، توسط آنها در حین زمان قرنطینه به مشتریان تحویل داده شد. دوستان، با احتمال درخشش در بخش زراعت، جوانان بیشتری در حال حاضر در این زمینه مشغول به کار خواهند شد. " اتول پاتیدار" از " باروانی" در ایالت " مادیا پرادیش" چهار هزار دهقان را در منطقه خود از طریق رسانه ی دیجیتالی به همدیگر متصل کرده است. از طریق کارت مزرعه و پلتفورم الکترونیکی، اکنون دهقانان قادر به تهیه ملزومات زراعتی از جمله کود، بذر، سموم دفع آفات، قارچ کش ها و غیره در درب منزل هستند. تجهیزات مُدرن زراعتی نیز برای اجاره در این پلتفورم دیجیتال موجود است. حتی در هنگام قرنطینه، هزاران بسته حاوی دانه های پنبه و سبزیجات از طریق این پلتفورم دیجیتال به دهقانان تحویل داده شد. " اتول جی" و تیمش در تلاشند تا دانش فنی را به کشاورزان انتقال دهند و همچنین به آنها در مورد پرداخت آنلاین و خرید آنها آموزش بدهند.

دوستان، اخیراً یک مورد در ایالت " مهارشترا" توجه من را به خود جلب کرد. در آنجا، یک کمپنی تولیدکننده محصول جواری ماشین های تولید کننده محصول جواری تهیه کرد. این بار، این شرکت نه تنها هزینه جواری بلکه یک پاداش اضافی را نیز با آن پرداخت کرد. این یک سورپرایز خوشایند برای کشاورزان بود. هنگامی که از کمپنی درخواست شد، آنها گفتند که طبق قوانین جدید مخصوص مزرعه که توسط دولت هند تنظیم شده است، کشاورزان قادر به فروش محصولات خود در هر قسمت از کشور هستند و قیمت های خوبی را برای محصول شان دریافت می کنند. بنابراین، این کمپنی به فکر تقسیم سود اضافی خود با دهقانان افتاد. دهقانان حق داشتند و از این رو، پاداش با آنها تقسیم شد. دوستان، ممکن است مبلغ جایزه کم باشد اما این ابتکارعمل خوب و موثری است. از این طریق، دانستیم که در زمین، قوانین جدید زراعتی پر از امکانات به نفع دهقانان است.

هموطنان عزیزم، در " من کی بات" امروز، من این فرصت را داشتم که داستان های خارق العاده ای از هموطنان، کشور و جنبه های سنتی خودمان را ارائه دهم. کشور ما پر از افراد با استعداد است. اگر شما هم چنین فردی را می شناسید، در مورد او صحبت کنید، بنویسید و موفقیت های او را به اشتراک بگذارید. بهترین آرزوها را برای شما و خانواده هایتان در جشنواره های پیش رو دارم. با این حال، موارد مهمی چون استفاده از ماسک، رعایت فاصله دو متری اجتماعی و شستن دستها را در طول جشنواره ها، به یاد داشته باشید. دوستان، ما در ماه آینده دوباره در برنامه " من کی بات" باهم صحبت خواهیم کرد.

خیلی خیلی سپاسگزارم

Comments

Popular posts from this blog

بعد از لغوی مذاکرات ترمپ با طالبان، افغانستان در وضعیت ناگوار است

آشفتگی سیاسی در نیپال

تعهد ملل برای کاهش سائیدگی زمین